تبليغاتX
سوگند آسمانی

سوگند آسمانی

این سوگند  آسمانی "حوا" و "سیب" است.

"سیب" میوه ای بود همانند دیگر میوه ها !

اما روزی که در دستان  "حوا"  جای گرفت  ،

میوه ای ممنوعه  شد !

پس مواظب باش اشتباهمان را دوباره تکرار نکنیم  ،

تا از این دنیا به دنیایی دیگر سقوط نکنیم !

نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت توسط سیب

برای "سیب" مهربان!

دلم برایت تنگ شده.

برای مرداب دعا کن.


دیدار به قیامت

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط حوا |

سکوتم را تحمل کنید مهربانان.

این روزها،

این روزگار

حرفی جز سکوت کردن نمیخواهد بشنود!

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت توسط حوا |

من رؤیایی دارم، رؤیای آزادی
رؤیای یک رقصه بی وقفه از شادی

من رؤیایی دارم، از جنسِ بیداری
رؤیای تسکینِ این دردِ تکراری

دردِ جهانی که از عشق تهی می شه
دردِ درختی که می خشکه از ریشه

دردِ زنایی که محکومِ آزارن
یا بچه هایی که تو چرخه ی کارن

تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رؤیای من اینه

من رؤیایی دارم، رؤیای رنگارنگ
رؤیای دنیایی سبز و بدونِ جنگ

دنیایی که بمب و موشک نمی سازه
موشک روی خوابِ کودک نمی ندازه

اون جا دیگه هیچ کس اربابِ مردم نیست
نه سایه ی باطوم، نه تابلوهای ایست

تو دنیای رؤیام زندونا تعطیلن
آدم ها به جرمِ پرسش نمی میرن

تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رؤیای من اینه

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت توسط حوا |

سخت است یکرنگ ماندن

در دنیایى که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند!


****


تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست ...

ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا
؟

نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت توسط حوا |

خدایا ...

جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالی ست ،..


که اینگونه آغاز میگردد :
.
.
.

و قسم به روزی که قلبت را می شکنند

 و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت !!!...
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت توسط حوا |

میخواهم بنویسم.

برای روزهایی مینویسم که "حوا"، تنها، میان آسمان و زمین بود!!!

دستانش یخ کرده.

با او مدارا کنید.

تا بعد...

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت توسط حوا |

در شادی‌های ما سهیم نیست.

تا به حال در حالی که او در کنار نفس‌های ما جریان دارد ...

خدا اغلب چند بار خوشی‌هایت را آرام و بی‌بهانه به او گفته‌ای؟

تا به حال به او گفته‌ای که چه قدر خوشبختی؟

که چه قدر همه چیز خوب است؟

که چه خوب که او هست؟

خدا همراه همیشگی سختی‌ها و خستگی‌های ماست.

زمانی که خسته و درمانده به سویش می‌رویم

خیال می‌کنیم تنها زمانی که به خواسته‌های خود برسیم، او ما را دیده و حس کرده

اما ...

گاهی بی‌پاسخ گذاشتن برخی از خواسته‌های ما نشانگر لطف بی‌اندازه‌ی او به ماست.

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت توسط حوا |

روزی به دنیا می آییم

و روزی از این دنیا میرویم

نه آمدنمان به اختیار خودمان ست

و نه رفتنمان

آنچه مهم ست این ست که

مهربان باشیم

دل یکدیگر را نشکنیم

به عهدمان وفا کنیم

به کسی خیانت نکنیم

آنروز که آمدیم و این وب را شروع کردیم

با اختیار خود نبود

و امروز هم که روزگار عرصه را تنگ کرده ست.

و وقت رفتن فرا رسیده ست

 رفتنمان هم به دست خودمان نیست.

دوستتون دارم.

موفق و موید باشید

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت توسط سیب|

درود مهربانان همیشگی،

میدانم از ما گله مند شدید که چرا نیستیم و به شما سر نمیزنیم!

به بزرگواریتان این کوتاهی را بر ما ببخشایید.

بازی روزگار عرصه را بر ما تنگ کرد و کار به جایی رسیده که سخن از تعطیلی و

بسته شدن این خانه به میان آمده است.

از جانب خودم میگویم که میزبان خوبی نبوده ام!

گمان می بردم میتوانم از پس این کار بربیایم اما نتوانستم.

شاید لایق نبودم. خدا میداند.

اگر سخن گزافه و بدی از این "حوا"ی سوگند شکسته دیدید، به مهر و محبت دلتان

ببخشید و حلال کنید.

برایتان بهترینها را آرزومندم.

به آب،

به آتش،

به باد و

به خاک سوگند .... "دوستتان دارم"

حوا

بدرود

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت توسط حوا |


آخرين مطالب
» سیب حوا
» سیب بخواند!!!
» این روزهای سنگین...
» من رؤیایی دارم...
» سخت است یک رنگ ماندن...
» سوره ی عشق...
» حوا و دستانش!
» ما خدا را گم کرده ایم....
»
» سوگند شکسته...
Design By : Pars Skin